خدا مرا...

من خدايي دارم که در اين نزديکي است . . .
مهربان ؛
خوب ؛
قشنگ ؛
چهره اش نوراني است ،
گاه گاهي سخني ميگويد با دل کوچک من ،
ساده تر از سخن ساده ي من ؛
او مرا مي فهمد
او مرا مي خواند
نام او ذکر من است
در غم و در شادي
چون به غم مي نگرم . . .
آن زمان رقص کنان ميخندم:
که خدا يار من است ؛
که خدا در همه جا ياد من است ،
او خدايي است که ؛ مرا مي خواهد . . .
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 2:22 توسط مهسا
|